تبليغاتX
سالهای دور

خیلی چیزا هست که تو این سالها انباشته شده.

وقت و حوصله میخواد که بنویسی.

نمی دونم کی زمانش میرسه که مثل ادم بیایم اینجا چند کلمه درست و حسابی بنویسیم.

خودمم نمیدونم !!!

+ نوشته شده توسط آیدین(تاری) در جمعه دوم دی 1390 و ساعت |

Free Animations

ده سال پیش ترم دومی بودیم.  انرژی هسته ای بودیم .     دقیقا از همون سال  یعنی ۷۹  اورانیوم داشت غنی سازی میشد که ده سال بعدش رو کردن. و علت اینکه  هفتادو نهی ها  خیلی هسته ای و اتمی بودن  و البته غنی سازی شده  اینکه بالاخره محل سکونتشون بیشتر دور و بر سازمان انرژی اتمی بود حتما .

حالا نمیدونم بچه های  هشتادو نهی هم که هم دهه ماها هستن اینجورین !!؟؟  یا باید طبق کلاهک های هسته ای حال حاضر  رو اونا حساب کرد !!؟؟   یا باید رفت و دید یا از یکی  پرسید.

خلاصه اینکه به قول یکی از دوستان  بهانه ای بود برا آپ کردن  . اینکه هنوز زنده ایم و  سخت میتازیم.

.

.

.

.

.

+ نوشته شده توسط آیدین(تاری) در سه شنبه یازدهم خرداد 1389 و ساعت |

 

 

از درد خود  هر شب سرخوشم من

در راه عشق ولگردم ، سرنوشت ام چنين است

فلك ،بهار  من را به زمستان تبديل كرد

با طوفان ها برخورد كردم اما هم چنان عاشق هستم

 

نمي دانستم مشروب چيه ؟

ولی حالا يك عياش شده ام 

با سرنوشت و اضطراب اش من

دیگر دوست شده ام 

 

دردم را به هيچ كس نمي توانم بگويم  

چنين است پيشاني نوشته  ام ، نمي توانم پاكش كنم

به من سرخوش مي گويند ، بگذار بگويند

چرا مشروب می نوشیدم ؟ خودم هم نمي دانم 

 

دانلود

 

 


 merry christmas

+ نوشته شده توسط آیدین(تاری) در جمعه یازدهم دی 1388 و ساعت |

بچه دلتون برا همدیگه تنگ نشده.برا اون زمانا.اون روزا. یا اینکه نه تا این دنیای اینترنت و شبکه هست(به قول دکتر ناطق پور بنازم به این دنیای مجازی) این اتفاق نمی افته و  فکر می کنین پیش هم هستین و  در حالی که این همه دورین.

می دونین که من از پیش قراولان دنیای اینترنت بودم ولی از به آخر ماندگان وبلاگ پروری و وبلاگ داری.

اتفاقی یه روز وبلاگ احسان رو دیدم. که مطلب مرد خفته در کارزار زندگی  رو نوشته بود.  اشکم در اومد.بدجوری یاد بچه ها افتادم و اون شب خوابم نبرد.  از همونجا لینک بچه ها رو گرفتم و  به وبلاگاشون سری زدم. احمد اسکیپی.محسن مهاراجه. فریق تاج گردون و....

خلاصه  نه اینکه مثل محسن حس سیاسی دارمو بیام مطلب  اجتماعی و .... بنویسم. نه مثل فریق که حکایت و داستان.نه مثل احسان که همه زندگی و دنیا رو نقد کنم و فیلمنامه بنویسم.و....  

بیشتر دوست دارم  تو این دنیای  ویرتوال  با هم باشیم.تا هست زندگی کنیم و اگه نبود  ترک دنیا کنیم.

خلاصـــــــــه  . خلاصه اینکه

خیلی مخلصیم

بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

+ نوشته شده توسط آیدین(تاری) در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت |